جمال الدين محمد الخوانساري
343
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نمىگرداند عمل خود را ، يعنى هر گاه كسى داند كه از براي عملها جزائي باشد اگر خوب باشد جزاى خوب ، واگر بد باشد جزاى بد ، عجب است كه كسى عملهاى خود را خوب نكند تا اين كه جزاى خوب يا بد ، وبد كند واز جزاى بد آن انديشه نكند . 6274 عجبت لمن يعجز عن دفع ما عراه كيف يقع له الا من ممّا يخشاه . عجب دارم از كسى كه عاجزست از دفع آنچه عارض شود أو را ، چگونه واقع مىشود از براي أو ايمنى از آنچه مىترسد از آن ؟ ! يعنى هر گاه آدمي ميداند كه عاجزست از دفع آنچه وارد شود بر أو در آخرت وچارهء آن نمىتواند كرد ومىترسد از عذاب وعقاب ، عجب است كه أيمن گردد از آن وكارى چند كند كه مستحقّ آن گردد وأيمن باشد از آن وباك نداشته باشد از آن . ودر بعضي نسخهها « ممّن » بجاى « ممّا » ست وبنا بر اين ترجمه اينست كه : چگونه واقع مىشود از أو ايمنى از كسى كه مىترسد از أو ، يعنى چگونه أيمن مىگردد از حق تعالى كه مىترسد از أو وعصيان أو ميكند وباك ندارد از آن . 6275 عجبت لمن عرف انّه منتقل عن دنياه كيف لا يحسن التّزوّد لاخراه . عجب دارم از كسى كه داند كه انتقال ميكند از دنياي خود ، چگونه نيكو نمىگرداند توشه برداشتن از براي آخرت خود را . 6276 عجبت لمن يشترى العبيد بماله فيعتقهم كيف لا يشترى الأحرار باحسانه فيسترقّهم . عجب دارم از كسى كه مىخرد بندگان را بمال خود پس آزاد ميكند آنها را چگونه نمىخرد آزادگان را باحسان خود پس بنده گرداند ايشان را .